ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 22
معجم البلدان ( فارسى )
مىآورم ، و از ترجمهء كامل شعر مىگذرم . زيرا ترجمهء آنها گاهى يك سر ناممكن است ، و گاهى داراى چندين احتمال بىارزش نحو و صرف عربى است ، كه پرداختن به آنها ، جز ضايعكردن وقت و بيرون راندن كتاب از موضوع جغرافيا هيچ سود ندارد . 29 - شعرهايى كه ياقوت به گواه آورده است : برخى از شعرها كه ياقوت به گواه آورده ، بسيار زيبا و دلنشين و بسيارى از آنها نمايشگر وضع اجتماعى زمان خود است . من اين گونه شعرها را كاملا ترجمه مىنماييم ، ليكن بخش ديگر از شعرها كه در سدهء دوم هجرى ، به نام دويست سال پيشتر جعل شده است ، و بيشتر آنها به فرمان مهدى و هادى و هارون عباسى و هزينههاى تشكيلات « صاحب الزنادقة » پيرامون سالهاى 158 تا 193 ق . و اندكى پس از آن ، براى پاسخگويى به « شعوبيان » و « اهل التسوية » ساخته شده ، خلاصه ترجمه كردم . شعوبيان خواهان مساوات ميان ملتهاى محكوم غير عرب ، با عربان حاكم بوده ، به آيت مبارك « خَلَقْناكُمْ . . . شُعُوباً وَ قَبائِلَ - آيهء 13 سورهء 49 حجرات - استناد مىنمودند ، دكتر طاها حسين رييس دانشگاه قاهره در كتاب « فى الادب الجاهلى » از چندين سرايندهء ضد شعوبى اين شعرها ، هم چون اصمعى و حماد راويه و خلف احمر و بوعمر شيبانى نام مىبرد ، كه ايرانى عرب شده بودند و به دستور دربار خليفه اين شعرها را مىساختند . ( ن . ك پانوشت پيشگفتار ياقوت بر معجم البلدان ص 6 تا 8 ) . پيدا است ؛ شعرى كه به نام چند قرن پيش از سراينده ساخته شود ، در كاربرد اصطلاحها دچار لغزش و ناهمگونى ، و مانند برخى از شعرهاى اين كتاب نامفهوم خواهد بود . و اين از چشم محققان امروز دور نمانده است . گاهى ياقوت براى شناساندن يك نقطهء جغرافيايى ، هيچ دليل جز آمدن نام آن ، در يكى از چنين شعرها ندارد ، موهوم بودن چنين نقاط جغرافيايى آشكار است . جاى يادآورى است كه جاحظ ( 163 - 255 ) كه خود ايرانى و در جوانى شعوبى بود ، در پيرى ضد شعوبى شده در « كتاب حيوان » نيز از اين شعرها استفاده كرده ، در پاسخ به شعوبيان كه مىگفتند : عرب حيوانات اهلى را نمىشناسد ، به اين شعرها كه نام حيوانات زيبا و خانگى شهرنشينان را در بر دارد استناد مىنمايد . 30 - پوزش و سپاس : در پايان برخود لازم مىدانم كه از كمكهاى بىدريغ آقاى جليل گلشن معاونت محترم پژوهشى و آقاى ناصر نوروززادهء چگينى رئيس پژوهشكدهء باستان شناسى سازمان ميراث فرهنگى كشور و اعضاى محترم به ويژه خانم فاطمه كريمى كه راهگشاى چاپ اين اثر بودهاند و آقاى نادر كريميان كه رنج نمونه خوانى در چاپخانه را براى جلد اول به عهده گرفتند و آقاى هاشم محدث كه در پاكنويس جلد اول كمك شايان نمودند و نيز از آقاى سيروس ايمانى نامور ، در ادارهء كل آموزش ، انتشارات و توليدات فرهنگى سازمان ، و آقاى جوزى جهت ويراستارى سپاسگزارى نمايم . در پايان سخن بايد از همسرم خانم بزرگ بهشتىپور سپاسگزارى نمايم ، و اين اثر را به مناسبت شصتمين سال ازدواج به وى پيشكش كنم ، كه اگر او نبود هيچ يك از آثار اين ناچيز پديد نمىآمد . علينقى منزوى